نقش پدر در شکل گیری ثبات شخصیتی پسر
نقش پدر در شکل‌گیری ثبات شخصیتی پسر (پیش‌بینی کنش‌های پدرانه و تأثیر آن در تنظیم هیجان پسر)

وقتی رفتار پدر قابل پیش‌بینی نیست، پسر عملاً توی یه زمین لرزون بزرگ میشه. یه بار یه اشتباه کوچیک می‌کنه، با یه واکنش خیلی سنگین روبه‌رو میشه؛ یه بار همون اشتباه رو می‌کنه، انگار نه انگار. یه روز بابا داد می‌زنه، یه روز ساکته، یه روز خیلی سخت می‌گیره، یه روز ول می‌کنه. پیام پنهانش اینه: «هیچ قانون ثابتی وجود نداره.»

بچه برای اینکه آروم باشه، باید بدونه اگه یه کاری بکنه، تقریباً چه واکنشی می‌بینه. وقتی این قابل حدس نباشه، ذهنش همیشه تو حالت آماده‌باش می‌مونه. مدام فضا رو می‌سنجه: حال بابا چطوره؟ امروز قراره چی بشه؟ این حالت کم‌کم تبدیل میشه به اضطراب دائمی. شاید بیرون خیلی معلوم نباشه، ولی توی درونش همیشه یه تنش هست.

تو همچین فضایی، شخصیت بر اساس آرامش شکل نمی‌گیره، بر اساس بقا شکل می‌گیره. پسر یاد می‌گیره به جای اینکه یه چارچوب درونی ثابت داشته باشه، طبق حال‌وهوای لحظه‌ای واکنش نشون بده. نتیجه؟ خودش هم کم‌کم دمدمی میشه. یه روز خیلی عصبانی، یه روز کاملاً بی‌تفاوت. یه وقت خیلی نزدیک میشه، یه وقت یهویی فاصله می‌گیره. چون ثبات رو تجربه نکرده، نمی‌تونه ثبات تولید کنه.

یه آسیب دیگه اینه که نگاهش به «قدرت» خراب میشه. اگه قدرت پدر با ترس و بی‌قاعدگی همراه بوده باشه، پسر یا همون مدل رو کپی می‌کنه و بعداً خودش آدم‌ها رو تو بلاتکلیفی نگه می‌داره، یا برعکس، از هر نوع قدرت و قاطعیتی فرار می‌کنه و بیش‌ازحد کوتاه میاد که تنش ایجاد نشه. هر دو حالت از یه جا میاد: ناامنی.

از نظر هیجانی هم مشکل درست میشه. وقتی پدر بین عصبانیت و رفتارش فاصله نمی‌ندازه، پسر هم یاد نمی‌گیره مکث کنه. یا همون لحظه منفجر میشه، یا همه‌چی رو می‌ریزه تو خودش تا یه جای دیگه خالی کنه. نه این سالمه، نه اون.

نوجوانی که می‌رسه، این نوسان شدیدتر میشه. چون ذات نوجوانی خودش پر از هیجانه. حالا اگه پایه هم ناامن بوده باشه، تعارض‌ها تندتر میشه، بحث‌ها شدیدتر میشه، یا رابطه کاملاً سرد میشه. در واقع، بی‌ثباتی پدر کم‌کم میشه بی‌ثباتی هویت پسر.

آخرش چی درمیاد؟ ممکنه یه مرد مضطرب بشه که همیشه از طرد شدن می‌ترسه. یا یه آدم کنترل‌گر که نمی‌ذاره کسی راحت نفس بکشه. یا کسی که تو رابطه‌هاش هی بالا و پایین داره. چون ته ذهنش این باور شکل گرفته که دنیا قابل پیش‌بینی نیست و امنیت لحظه‌ایه.

نکته مهم اینه: مسئله فقط سخت‌گیری یا مهربونی نیست. مسئله «قاعده داشتنه». حتی اگه پدر سخت‌گیر باشه ولی رفتارش قابل حدس باشه، امنیت بیشتری می‌سازه تا وقتی که یه روز خیلی مهربونه و یه روز خیلی خشن. بچه تو سایه قدرتی آروم میشه که بشه فهمیدش، نه قدرتی که هر روز یه شکل دربیاد.