قسمتی از کتاب راهکار رهایی نویسندگان مجتبی دشتی و سیدمهدی عظیمی
برای غلبه بر اعتیاد و قطع مصرف موادمخدر اراده و تمایل کافی است یا آگاهی می طلبد؟
برای غلبه بر اعتیاد و قطع مصرف مواد مخدر، هم اراده و تمایل و هم آگاهی لازم و ضروری هستند و هیچکدام به تنهایی کافی نیستند. این سه عامل، مکمل یکدیگرند و در کنار هم میتوانند مسیربهبودی را هموار کنند.
بیایید نقش هرکدام را بررسی کنیم:
۱. اراده (Willpower) و تمایل:
نقش اراده و تمایل: اراده نیروی محرکهای است که فرد را به سمت تصمیم به ترک و تلاش برای حفظ آن تصمیم هدایت میکند. اراده به فرد کمک میکند تا در لحظات ضعف، وسوسه، یا فشار، مقاومت کند و از مصرف مجدد مواد خودداری نماید.
چرا اراده به تنهایی کافی نیست؟
فشار بیولوژیکی: اعتیاد یک بیماری مغزی است که باعث تغییرات شیمیایی در مغز میشود. این تغییرات، میل شدید و مقاومتناپذیری (Craving) ایجاد میکنند که مقابله با آن صرفاً با اراده بسیار دشوار است. گاهی اوقات میل به مصرف، آنقدر قوی است که حتی قویترین ارادهها را نیز در هم میشکند.
فشارهای روانی و محیطی: فرد معتاد با چالشهای روانی (مانند افسردگی، اضطراب، استرس) و فشارهای محیطی (مانند دوستان مصرفکننده، محیطهای وسوسهانگیز) روبرو است. اراده به تنهایی نمیتواند این عوامل را از بین ببرد یا فرد را در برابر آنها مصون کند.
عدم شناخت مشکل: بدون آگاهی، فرد نمیداند که چرا این میل به مصرف وجود دارد، چگونه با آن مقابله کند، یا چه عواملی باعث لغزش او میشوند. اراده در این حالت مانند مبارزه در تاریکی است.
۲. آگاهی (Awareness/Knowledge):
نقش آگاهی: آگاهی شامل شناخت علمی و عمیق در مورد اعتیاد، ماهیت آن به عنوان یک بیماری مغزی، عوامل مؤثر در اعتیاد، روند ترک، عوارض احتمالی، و راههای مقابله با وسوسه و پیشگیری از لغزش است. آگاهی به فرد کمک میکند تا:
مشکل را درک کند: بفهمد که اعتیاد یک ضعف اخلاقی نیست، بلکه یک بیماری پیچیده است که نیاز به درمان دارد.
مسیر بهبودی را بشناسد: بداند که چه مراحلی را باید طی کند، چه انتظاراتی میتواند داشته باشد، و چه ابزارها و تکنیکهایی برای مقابله در اختیار دارد.
ریشههای اعتیاد خود را شناسایی کند: بفهمد که چه عواملی (مانند تجربیات گذشته، اختلالات روانی، فشارهای محیطی) در اعتیاد او نقش داشتهاند.
با وسوسهها به طور مؤثرتری مقابله کند: یاد بگیرد که وسوسه چیست، چرا اتفاق میافتد، و چگونه میتوان آن را مدیریت کرد بدون اینکه تسلیم آن شد.
از لغزشها پیشگیری کند: با شناخت عوامل خطر و نشانههای هشداردهنده، بتواند از موقعیتهای پرخطر دوری کند و در صورت بروز نشانههای لغزش، اقدامات لازم را انجام دهد.
از حمایتهای لازم بهرهمند شود: بداند که چه حمایتهای تخصصی (پزشکی، روانشناختی، اجتماعی) برای او مفید است و چگونه میتواند به آنها دسترسی پیدا کند.
چرا آگاهی به تنهایی کافی نیست؟
نیاز به اقدام: صرف دانستن اینکه اعتیاد چیست یا چگونه با آن مقابله کنیم، لزوماً منجر به ترک نمیشود. نیاز به تصمیم قاطع و اقدام عملی (که نیازمند اراده است) وجود دارد.
فشار فیزیکی و روانی: حتی با وجود آگاهی کامل، لحظات بحرانی وجود دارند که فرد در آنها نیازمند نیروی درونی برای مقاومت است.
و در آخربهترین و مؤثرترین رویکرد برای غلبه بر اعتیاد، ترکیبی از اراده قوی و آگاهی عمیق و تمایل درونی است فردی که هم اراده دارد تا برای ترک تلاش کند و هم آگاهی لازم برای درک بیماری خود، شناخت راههای مقابله، و بهرهگیری از حمایتهای تخصصی را دارد، شانس بسیار بیشتری برای بهبودی پایدار و طولانیمدت خواهد داشت. درمانهای تخصصی اعتیاد دقیقاً همین کار را انجام میدهند: با استفاده از روشهای علمی (آگاهی)، به فرد کمک میکنند تا اراده لازم برای ترک را پیدا کند و آن را حفظ نماید.